الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

491

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

ديوان او ، با گردآورى صاوى آمده - چنين است : هل تتركُنّ إلى القَسَّين هجرتكم * ومسحهم صلبهم رُحمانَ قرباناً لن تدركوا المجد أو تشروا عباءكم * بالخزّ أو تجعلوا التنّوم ضمراناً « 1 » ( آيا هجرت خود به « قسّين » و نوازش پشت ساكنان آن را از سر مهرورزى و تقرب ، ترك مىكنيد ؟ هرگز به بزرگى نمىرسيد ؛ مگر آن كه عباى [ كم ارزش ] خود را در برابر ابريشم بفروشيد يا درخت « تنّوم » را به گُل « ضمران » تبديل كنيد . ) در اين نقل ، « رُحمان » بر وزن غُفران و كُفران ، به صورت مصدر آمده است . به هر حال ، اگر مراد شاعر از رحمان ، نام خداى تعالى باشد ، صرفِ نصرانىبودنِ مخاطبِ شعر - كه غياث بن غوث اخطل تغلبى است و در شعر هجو شده است - دليل بر عبرانى يا سريانى بودنِ واژهء رحمان نمىشود . شاعرِ اين ابيات ، فردى عرب و پر آوازده بوده و نزد خلفاى بنى اميّه ، جايگاهى داشته است . او به خوبى مىستود و مىسرود و به سبب شعر خوبش ، عبد الملك او را به خود نزديك ساخت . در قصيدهء ياد شده ، بسيارى از نام‌هاى خداى تعالى و مصطلحات اسلامى و عربى اصيل و ريشه‌دار آمده است كه ربطى به زبان‌هاى بيگانه ندارد . همهء اينها نشان مىدهد كه مخاطب ، عربى اصيل بوده ؛ هر چند مسلمان نبوده است . نيز گفته مىشود كه وى به دست عبد الملك اسلام آورد . تفسير رمزى ( اشارى ) بسمله سبك اهل اشاره آن است كه كلمات بزرگان را به شيوهء رمز و اشاره ، تفسير كنند و چه بسا مقصود آنان ، تأويل و تحميل خطورات ذهبى خود بر آن تعابير نيست ، بلكه صرفاً از قبيل تداعى معانى هنگام يادكرد تناسب هاست ؛ نكته‌اى كه امام قشيرى در تفسير خود بدان تصريح كرده است ؛ آن سان كه خواهد آمد . ليك شمارى از قشرگرايان ، آنها را تأويلاتى باطنى دانسته‌اند كه صاحب‌دلان

--> ( 1 ) . شرح ديوان جرير ، ص 598 .